چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۲ - 18:42 - سما -
خداییش از دست شوهرم خسته شدم
نمی دونم کجا میره
من دیگه توان دعوا ندارم
خداییش از دست شوهرم خسته شدم
نمی دونم کجا میره
من دیگه توان دعوا ندارم
دخترم سوخت
طفلکی دیشب چایی ریخت روی پاش سوخت
دارم دیونه میشم
جاش میمونه
کسی می دونه باید چکار کنم جاش نمونه دختره زشته
این روزهای طاقت فرسا چقدر کند و پر زحمت می گذرد
عمق شادی کم است
تقصیر من بود شاید